خدایم،خودمم.
" عادت "
به خود آزاری دارم.
(( از نو شته های نسترن آ زا د ))
شب از نیمه گذشت،
تو نیامدی.
صبح شد...
تو نیا مدی.
آن قدر غرق در افکارت بودی که/
صدای قطره قطره ی اشکهایم را نشنیدی/
همه چیز را دیدی غیر از " گذشت زمان " /
نفهمیدی...
ندانستی...
نخو استی...
آن قدر ثانیه ها ساعت شدند که حتی/
واق واق سگ همسایه هم در آمد /
و تو آنچنان نوازشش کردی ،که به خوابی عمیق فرو رفت/
هنگامی که چشمان من انتظارت را می کشیدو تو /
نفهمیدی...
ندانستی...
نخو استی...
و شب از نیمه گذشته بود و تو ...
( برای ایمان انیسی عزیز )
بی چتر، بی شال و کلاه ، بی تو ، زیر باران خیس شدن.
باشد.باشد.باشد.....
زن " خوشگل " مال خودت نیست.
" بودن " یا " نبودن " ،
(مسئله این نیست)
" مصلحت " این است .
" نیاز من "
در انفجار یک حس بی نیاز،
"مچاله گشت".
چرا خودکشی اتفاقی ست بیگا نه؟چرا؟
{ دوستان و اسفیگموگراف های عزیز،مطالب این وبلاگ پنج شنبه و جمعه ی هر هفته نوشته می شود }
(( برای اصغر پیران عزیز ))
" خو شبختی "عبرت از دوست داشتن است /
و گاه و بیگاه چنگ انداختن درلحظه های کوتاه/
این تصورکه انسان درکنار"موجود محبوب"است .
{ برای تمام رئیس جمهور ها }
آقا ما بگیم...؟
روغن داغ تو آشپز خونه "سر غذا" می ریزه رو دست مامان،
" ته تغاری" تو سریش رو می خوره...!
بابا ،با اعصاب خورد از سر کار می آد خونه،
فحش و فضیحتش ماله " ته تغاریه"...!
داداش بزرگ تو خونه با زنش دعواش می شه،
خرید خونه اونا رو "ته تغاری" می کنه...!
بچه ی خواهره گریه و ونگ ، ونگ، می کنه ،
"ته تغاری " می بردش بیرون تا آرومشه...!
{حالا "ته تغاری" بزرگ شده}
اگه گفتین اون چیکاره ست؟
آقا رئیس جمهور...
"دوستان جدید "
احمد تنها در مدرسه ایستاده بود.او دوستی نداشت.
وحید به طرف او آمد.سلام کرد،گفت:چرا تنها ایستاده ایی؟
وحید بچه های دیگر را صدا زد، و گفت:بچه ها بیایید،
این یک دوست تازه " خوب بدین دستش تا بخندیم ".
کلمه و ترکیب های تازه :
خوب بدین دستش تا بخندیم:یعنی طرف "فتح الله" است. ماستش رو است. "کلم" .ساده است.